ه‍.ش. ۱۳۹۶ اردیبهشت ۱, جمعه

انتخوابات و رد صلاحیت احمدی نژاد

نکته اولی که ذهن تقریبا هر کسی را که رخدادهای سیاسی را مد نظر دارد ؛ به خود مشغول می کند این است که چرا تقریبا تمامی روسای جمهور و در مرحله بعد مقامات کشوری که نامی از خود بر سر زبانها می اندازند بعد از دوره ریاست شان به هر شکل ممکن و به نحوی از انحاء یا ممنوع التصویر می شوند ، یا در #حصر خانگی گرفتار می شوند ، یا #ردصلاحیت شده و به هر حال از چشم رهبری نظام و دستگاههای زیربط چون قوه قضاییه ، شورای نگهبان و صدا وسیما و ... می افتند!

راجع به خود این مسئله البته میتوان ساعتها بحث کرد و صدها صفحه مقاله نوشت اما به طور کوتاه و موجز میتوانم به این نکته اشاره کنم که نهاد ریاست و به خصوص ریاست جمهوری چنان جذاب است و چنان قابلیت این را دارد که به هرحال از کانالهای ممکن حداکثر استفاده از رانت و اختلاس و منفعت اقتصادی را به صورت قانونی به جیب زد که تقریبا هیچ کدام از روسای جمهوری سابق ایران دلشان نمی آید که دوباره شانس خودشان را برای همچین فرصتی امتحان نکنند ( البته به بهانه خدمت به مردم ) .

از سوی دیگر خوب نیم نگاهی هم به این مسئله دارند که تنها نهادی که ممکن است به خاطر محبوبیت عمومی بتواند با رهبری نظام در بیفتد ولو در حد لفاظی و شاید در فردای مرگ خامنه ای شانسی بزرگتر برای تصاحب قدرت اجرایی و اداره مملکت را به دست بگیرند ( نمونه هایی چون #اردوغان #صدام #اسد و ..) سبب می شود که تقریبا هیچ رئیس جمهوری سابقی در ایران بعد از دوران ریاست ، به دنبال کارهای مطالعاتی و یا حداقل حزبی ، کارهای خیریه ای و هزار و یک برنامه دیگری که معمولا روسای جمهوری و نخست وزیران کشورهای دیگر دنیا میکنند نروند.

اما #احمدی_نژاد :

کلا احمدی نژاد برای خامنه ای فقط هزینه داشته است. هزینه اش به هم زدن رفاقت چندین و چند ساله اش با یار غارش #هاشمی بوده و #حصر #موسوی و #کروبی ، نخست وزیر خود خامنه ای و رئیس مجلس سابق. هزینه اش آن جنایاتی بود که در سال 88 بر مردم معترض رفت ( و البته کلا تاریخ جمهوری اسلامی با جنایت گره خورده است ) و هزینه اش قهر یازده روزه و رودررویی نسبتا عملی بود و حضور او در این دوره و فعالیت های انتخاباتی اش #خامنه ای را بر آن داشت که به احمدی نژاد در جلسه خصوصی و بعدها از #پشت_بلندگو بگوید که نیا که مثلا دوقطبی نشود #انتخوابات!

و احمدی نژاد هم با زرنگی بقایی را انداخت جلو که به وزرات کشور راهش دهند و بعد خودش ثبت نام کرد و بهانه آورد که رهبر گفته فضا #دوقطبی نشود و من و بقایی آمدیم که سه قطبی شود و راست هم میگفت. و البته آمدنش باز هم هزینه سیاسی روی دست خامنه ای گذاشت و البته خامنه ای انتخاب کرد که #ردصلاحیت هزینه کمتری برای او خواهد داشت ؛ چرا که اولا گروهی را که با سیرک 1600 نفره ثبت نامی ها به این باور رسانده بودند که #شورای_نگهبان چیز خوبی است ، قانع کرده بودند که به هر حال این نهاد خوب است و نمی شود این همه کاندیدا داشت. دوم اینکه #اصلاحطلبان هم کی کبکشان خروس میخواند از این ردصلاحیت و به اصطلاح انتقام سختی گرفته اند ( ویادشان رفته که همیشه به همین شورای نگهبان معترض بودند ) و اصولا این رد صلاحیت شده بود جزیی از مطالباتشان !!!!

اما نکته مهم تر در مورد رد صلاحیت #احمدی_نژاد این است که در واقع خامنه ای نگران سبد رای او بود. قطعا به دلیل سه قطبی شدن فضا رای ها شکسته میشد ، اما اگر مثلا رای احمدی نژاد بین هفت هشت نفر به یکباره به یکی و دو میلیون نفر می رسید اثبات تقلب در #انتخوابات سال 88 خیلی ساده تر میشد و شاید در دورافتاده ترین روستاها این تفاوت فاحش 24.5 میلیون رای و یکی و دو میلیون تبدیل به چالشی بزرگ برای مشروعیت خود خامنه ای تبدیل می شد



ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۲۰, دوشنبه

پایان عالیجناب سرخپوش

مرگ نسبتا ناگهانی علی اکبر هاشمی رفسنجانی در سن هشتاد و دو سالگی فضای اجتماعی ایران و البته سیاسی را ملتهب کرده و در بهتی عمیق به تعبیری فرو برده است. بسیاری آینده ایران پس از او را ترسناک توصیف میکنند و عده دیگری هم ناراضی اند که فردی مثل او بدون محاکمه در یک دادگاه عادلانه دار فانی را وداع گفته است. فکر میکنم صحبتها و اظهار نظرهای فراوانی شده و من فقط به ذکر چند نکته بسنده میکنم :

یک- #هاشمی_رفسنجانی دست کم دو بُعد دارد یکی آن بود و هست که مردم میدیدند و میگفتند و یکی دیگر آن بود که خودش دوست میداشت . نزدیکانش او را آیت الله صدا میزدند و جناح مقابل و آگاهان به مسائل او را شیخ و حجت الاسلام خطاب میکردند. او خودش را سردارسازندگی مینامید در حالیکه دیگران در بهترین حالت لقب عالیجناب سرخپوش را در قضیه قتل های زنجیره ای به وی داده بودند. اکبرشاه و کوسه از دیگر لقب های او بودند که اولی حکایت از ثروت او و دومی با ایهام هم به چهره اش و هم به روش سیاسی او برمیگشت.

دو- مسئله توازن قوا که البته برای من بیشتر جنبه طنز دارد (به دلایل مختلف) به هم خواهد خورد. جریان موسوم به اصلاحات که پدرهای معنوی فراوانی از جمله خوئینی ها را داشته ؛ یک وزنه سنگین در سیاست را از دست داده است. موسوی و کروبی را در حصر دارد. خاتمی که کلا ممنوع است و عارف هم که اصولا با سکوت سنگین قبرستانی اش کاری از پیش نخواهد برد و عملا فضای مثلا لطیف شده از بین خواهد رفت و اگر روحانی هم به ترتیبی یا حذف شود یا به سمت اصولگرایی متمایل شود ؛ میتوان گفت که پرونده اصلاحات بسته شد. البته اصلاحطلبان کاملا این پتانسیل را دارند که مثلا مصباح یزدی را به عنوان پدر معنوی برگزینند و به مسیر زیگزاگی خویش ادامه دهند.

سه- سید علی خامنه ای که همواره در کلام و در عمل مانع تضعیف نهادهایی مانند سپاه و بسیج و شورای نگهبان شده است ؛ عملا حریف قدری را برای به چالش کشیدن سیاستهایش ندارد و با حذف روحانی از جریان انتخابات به راحتی میتواند کشور را در مسیر تقابل کامل با غرب ، عربستان و اسرائیل ببرد. به هر حال هاشمی در میان رهبران جهان عرب نفوذی قابل انکار داشت و البته هاشمی یکی از تئوریسین های ارتباط مجدد با آمریکا نیز بود. به هر حال در مقام مقایسه رهبر کره شمالی چندگام از رهبر جمهوری اسلامی جلوتر است و به تهدید شماره یک علیه ایالات متحده و متحدانش در شرق آسیا و شبه جزیره کره تبدیل شده است.

چهار- هاشمی یکی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی بوده که در تمام جریانات در بالاترین سطوح از شورای انقلاب اسلامی تا همه کاره بودن در جنگ ؛ از قضیه #منتظری تا داستان همین آقای خامنه ای ، از مجلس شورای اسلامی تا ریاست جمهوری و از خبرگان و مصلحت نظام بوده و طبیعی است که مسئول مستقیم و غیر مستقیم بسیاری از اتفاقات ؛ از جمله جام زهر معروف ، قتل دگراندیشان و فعالان سیاسی در ایران و خارج از کشور و ... بوده و هست و شاید تنها نکته مثبتی که بعضی از آن برای تطهیر کامل هاشمی استفاده میکنند ، زاویه گرفتن هاشمی با خامنه ای و چرخش به سمت مردم در جریان انتخابات سال 88 بود که به نظر شخصی من این بیشتر به تضاد منافع او با فردی چون محمود احمدی نژاد برمیگشت تا دلسوزی برای مردم ، درست ده سال همین هاشمی دانشجویان و معترضان جریان کوی دانشگاه را #الوات خواند که شاید اولین و آخرین بار در اردوگاه اصولگرایان نبوده و گوسفند و خس و خاشاک را نیز در کارنامه دارند.

پنج- غم بزرگی نخواهد بود از دست دادن هاشمی؛ جمهوری اسلامی در مجموعه اش این مسیر را آمده و مملکت را به این وضعیت رسانده است و با هاشمی یا بدون او این نظام روزهای تاریک تری را برای ایران از پیش رغم زده است. من برای آرش صادقی ها ناراحت هستم و کمبود آنها را جبران ناپذیر میدانم. البته برایم قابل درک است که آن مجموعه داخلی و خارجی که در سمت هاشمی نشین #سفره_انقلاب سهمی داشته اند امروز نگران منافع افتاده اند و عزادار هستند که به هر حال #استوانه نظام را از دست داده اند ، اما اوضاع برای خانواده های داغ دیده دهه شصت و مقتولان قتلهای زنجیره ای دهه هفتاد اوضاع طور دیگری است. ملت ما خوشبختی خودش را حدود چهل سال پیش با این مصیبت عوض کرده است. ایرانی بهتر است به حال خودش غصه بخورد تا ماتم برای هاشمی و آینده ای نامعلوم!


ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۸, چهارشنبه

دردسرهای نامه به ترامپ

قبل از هرچیز اعتراف میکنم که من با کمی تاخیر از این مسئله #نامه_به_ترامپ مطلع شدم اما ...

اول اینکه اصولا خیلی بعید میدانم که هموطنان اهل مطالعه من ، اصولا وقتی گذاشته باشند و لااقل متن فارسی این نامه را خوانده باشند. در همین راستا دو اتفاق می افتد یکی اینکه حکومت و اعوان و انصارش از این بی اطلاعی نهایت استفاده را کرده و دوم اینکه در مسیر مورد نظر خود جهت دهی می کنند.

برخلاف بسیاری از بزرگان بنده معتقدم که این چندپهلویی زبان فارسی که گاهی آن را شیرین میکند ، گاهی نیز باعث برداشتی متفاوت از آنچه مدنظر نویسنده بوده میشود و گاهی هم اصولا باعث سوء تعبیر میشود. مثلا این جمله "داعش و حکومت اسلامی ایران، دو روی سکه‌‌ی تروریسم بنیادگرانه اسلامی هستند." بسیاری از تحلیلگران مثلا آقای حقیقت نژاد معتقدند که این به معنای دعوت به جنگ با ایران است ، در حالیکه از نظر من این تنها یک مثال یا یک جور تشبیه است و در هیچ جای نامه شما نمی بینید و نمی خوانید که نویسندگان دعوت به جنگ کرده باشند. اما آیا وقایع سال 67 که به سبب انتشار فایل صوتی از تاریکخانه اذهان ما به زیر نور آمد، وقایع سالهای 78 و 88 ، حصر ، زندانی کردن دگراندیشان و مخالفان و ... تخریب تدریجی بناهای تاریخی و باستانی ، دعوت به جنگ با عراق و اسرائیل و آمریکا و ... اینها چه از داعش کمتر دارند ؟ 

طبیعی است که ملتی که اهل مطالعه نیست ، اهل تاریخ خواندن و درس گرفتن نیست ، ملتی که عادت به پای منبر نشستن حقیقی و مجازی دارد ، ملتی که حتی چند سال پیش را هم فراموش میکند و با شور مثال زدنی به شکنجه گران و قاتلین ملت رای میدهد که شاید اوضاع بهتر شود یا لااقل از این بدتر نشود ، بزرگترین ترس و وحشتش همین کلمه #تحریم خواهد شد و کلمه #برجام تبدیل به واژه ای مقدس می شود که هر که به آن نقدی کند از هر جناحی میشود خائن به ملت !!

در نتیجه دو عامل بالا انقدر مغلطه صورت گرفته که همگان فراموش کرده اند که این نظام مقدس بود که سالها بودجه مملکت را صرف برنامه هسته ای و ساختن بمب می کرد ، و وقتی تحریم شد آن را کاغذ پاره خواند و سالها خون ملت را در شیشه کرد و اقتصاد بیمار مملکت را متلاشی کرد تا از ترس اعتراضات به مذاکره برگشت و با ارفاق های فراوان اوباما به برجام و توقف آن برنامه لااقل در ظاهر رضایت داد. از سوی دیگر از همین بودجه و حق مردم خرج جنگهای مختلف نیابتی از سوریه و یمن تا بحرین و نیجریه میشود. که هرکدام شان خصوصا جنگ در سوریه در طولانی مدت بازخوردی بسیار بد برای ایران به بار خواهد آورد که مگر میشود بروی و مردمی را بکشی و آنها در فکر انتقام نباشند.

در نامه اسم از تحریم #سپاه ، امپراطوری مالی خامنه ای و نهادها و اشخاص نقض کننده حقوق بشر شده است اما برخی بر این باورند که نهادهای مالی چنان سیطره ای بر مملکت دارند که تحریم آنها تحریم اقتصاد ایران است. آیا این غیر از گروگان گرفتن ملت معنی دیگری هم میدهد؟ بخش خصوصی ایران چیزی غیر از سپاه و نهادهای رهبری و افرادی سودجویی که با قدرتمندان در شراکت هستند ، نمی باشد و کشورهای اروپایی که بلافاصله بعد از برجام به ایران آمدند تا قرارداد ببندند ، در عمل در واقع این نهادها رو احیا کردند که نتیجه اش و درآمدش شد خرید سلاح از روسیه !

اما نکته آخر اینکه این #نامه_به_ترامپ یک وجه دیگر هم داشت و آن اینکه اگر قبلا شک داشتیم مطمئن شدیم که رسانه هایی نظیر بی بی سی فارسی ، صدای امریکا و رادیو فردا و ... توسط کسانی اداره میشود که به جای رساندن خبر و آگاه کردن مردم ، خودشان در کنار بخشی از حکومت ایران ایستاده اند ، افکار را جهت دهی میکنند.به واقع این سوال مطرح است که امروز برای رساندن اطلاعات درست و مطرح شدن حرف گروهی که مخالفان تمام قد نظام جمهوری اسلامی هستند باید از کدام تریبون استفاده کرد.

مصاحبه امیرحسین اعتمادی با کیهان لندن در همین زمینه
 

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه

ترامپ و جهان پیش رو

نکته اول این است که اصولا چون ترامپ فرد قابل پیش بینی نیست ، اصولا پیش بینی اینکه چه اتفاقاتی در چهار سال آینده خواهد افتاد کاری مشکل و از بعضی جهات به دور از خِرَد است. درسی که خود من از سیاست گرفته ام این است که به نتایج نظرسنجی ها اعتماد نکنم ، زمانی که پیروزی میت رامنی نسبتا مسجل بود ، اوباما در سمت خودش ابقا شد و در حالیکه هیلاری با شش درصد از ترامپ جلو افتاده بود ، قافیه را باخت و دونالد ترامپ رسما چهل و پنجمین رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا شده است.

نکته کوتاه دوم که کمتر به آن توجه شده است ، احیا شدن حزب جمهوری خواه بوده ، که توانسته اکثریت مجلس نمایندگان و همین طور مجلس سنا را کسب کند که این باعث سهولت کار ترامپ برای رسیدن به اهداف خود خواهد شد. البته به هرحال بعید است که طرحی به تصویب برسد که مملکت را زیرورو کند ولی خوب به عنوان مثال در فشار به جمهوری اسلامی ، سمبه جمهوریخواهان به اصطلاح پر زورتر است.

در مورد #برجام ؛ به نظرم بعید می آید که ترامپ طبق گفته هایش آنها را پاره کند ، اما فشارها برای عقود قرارهای اقتصادی احتمالا سخت خواهد شد و قطعا ریسک سرمایه گذاری برای بسیاری از شرکت ها و بانکهای بین المللی همچنان بالا خواهد ماند. بعید می دانم که ترامپ اهل جنگ و این جور چیزها باشد ، خود او در مناظره ها منتقد سیاستهای جرج بوش بود و به همین روش برادرش جب را از دور خارج کرد. نزدیک شدن احتمالی امریکا به روسیه نیز بر خلاف آنچه به نظر میرسد چندان هم برای جمهوری اسلامی خبر خوبی نیست . با بسته ماندن راههای اقتصادی ، در داخل فشار بر دولت حسن روحانی بیش از پیش خواهد شد و شاید دوره دوم نتواند رای بیاورد ؛ مگر اینکه شعارهای خیلی تندی بدهد که مردم پسند باشد و البته به احتمال قوی در صورت پیروزی دوباره به هر دولت دست به عصا تر از امروز حرکت خواهد کرد. 

به نظر می آید که ترامپ وعده های فراوانی برای اشتغال زایی داده و اگر بر عهد خود باقی بماند باید منتظر بازگشت بسیاری از صنایع از چین باشیم ، که عواقب آن را اقتصاددانان بهتر از من میتوانند توضیح دهند ، اما به هر حال روی قیمت ها و ارزش دلار تاثیر خواهد داشت. به هر حال احتمالا در ماههای آینده مذاکرات فراوان اقتصادی را بین قدرتهای اقتصادی جهان شاهد خواهیم بود تا به یک ثبات دست پیدا کنند. به هر حال برگزیت و انتخاب ترامپ به اضافه موجی از راست گرایی در تمام اروپا کل سیستم تولید و فروش را دچار تحولی گسترده خواهد کرد.

به نظر می آید که ترامپ در صدد احیای روابط با اسرائیل و عربستان و مصر بر آید و عاقلانه اش هم همین است تا از بروز این همه آشفتگی در منطقه و جهان جلوگیری شود. اینکه آیا می توان به وضعیت کنونی عراق و سوریه و حتی لیبی پایان داد ، در حاله ای از ابهام باقی خواهد ماند ، اما ظاهرا ترامپ انتظار نقشی موثرتر و مسئولانه تر را از اتحادیه اروپا و ناتو در بعد نظامی دارد. شاید اروپاییها برای نجات خودشان از وضع موجود موج پناهندگی ، وارد ماجرا شده و بالاخره این قائله نیز ختم شود. البته این بسیار خوش بینانه است ، چه بسا نه چنین عظم راسخی در اروپاییها وجود دارد و نه اسلام رادیکال علاقه ای به  زندگی صلح آمیز دارد. 

بهرحال راست گرایی و ملی گرایی یا همان ناسیونالیسم پدیده ای نیست که یک شبه و در آمریکا اتفاق افتاده باشد. مجموعه ای از عوامل و اتفاقات و تصمیم گیری های غلط راه را به اینجا کشانده است. برگزیت در بریتانیا ، سیاستهای ضدپناهنده توسط دولتهای دست راستی در اسکاندیناوی، قدرت گرفتن احزاب راست در آلمان و فرانسه و اتریش و ... ، حتی فیلیپین ، و البته خود ما نیز چه خوشمان بیاید یا نیاید همواره این خودشیفتگی را داشته و داریم. همان طور که قبلا نیز اشاره کردم جهانی سازی شکست خورده است و راهی که می رویم دقیقا همان راهی است که آمده ایم. باید بیاموزیم که تغییر ساختار قدرت در کشورهای دیگر، سبب بدتر شدن و بهتر شدن اوضاع مملکت ما نخواهد شد؛ این درس تاریخ است. هر ملتی به عزت و عظمت و رفاه خودش می اندیشد. این ماییم که باید تصمیم بگیریم که تغییر میخواهیم یا نه. 

 

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۱, یکشنبه

تحریم مسابقات شطرنج و جنگ طلبی

بیایید که فرض کنیم که به یک مهمانی دعوت شده اید ، میزبان تدارک بهترین غذا را دیده است؛ همانی که دوستش دارید و بهترین دسر، بازی و سرگرمی هم هست و بهترین انواع فرش و مبلمان و سیستم تهویه و کلا شرایط مطلوب و باب طبع شما ، منتها طبق سنت #بفرماییدشام یک تم هم وجود داره ، شما باید لباس سیاه کثیف بپوشید و البته کمی هم در مهمانی توسط میزبان تحقیر شوید ، آیا با این شرایط به مهمانی میروید ؟؟؟

این دقیقا شرایط مسابقات بین المللی شطرنج زنان است که قرار است در بهمن سال آینده در ایران برگزار شود و خوب عده ای از این شطرنج بازان همچون نازی پایکیدزه به تحریم این مسابقات دعوت کرده اند و عده ای هم همچون سوزان پولگار نیز گفته اند که باید به این "تفاوتهای فرهنگی" احترام گذاشت. به هر حال آنچه مشخص است این است که این مسابقات برگزار خواهد شد و عده ای شرکت خواهند کرد و عده ای هم شرکت نخواهند کرد. به هر حال به نظر من این ضایعه فقط شامل ورزش بی سروصدایی چون شطرنج نمیشود، بلکه تمام ورزشهای زنان در ایران مشکلات و سختی های خود را دارد که در راس آنها رعایت مسئله پوشش اسلامی یا #حجاب_اجباری است که در شرایط برابر کمی کار را برای زنان ایرانی سخت میکند. اما به هر حال مانع نمیشود که این زنان ورزش را ببوسند و به کناری بگذارند.

اما نکته حیرت انگیز داستان اینجاست که برخی که خوب دستشان بر رسانه است و خوب به هرحال اسم و رسمی دارند نسبت به کسانی که از تحریم کنندگان مسابقات حمایت کرده اند موضع گرفته و با این شعار که اینها جنگ طلب ، مدافع تحریم و انزواخواهان و مروجان ایران هراسی هستند و با این کار چهره بدی از ایران نشان میدهند؛ آنها را مورد تاخت و تاز قرار داده اند. خوب مشخص است که اینها در بی بی سی ، گاردین ، نیویورک تایمز آدم دارند و خوب صداسیما و نشریات داخلی نیز توسط دولت و حکومت اداره میشود. و بنابراین مشخص است که من نوعی تک نفر که نهایت فعالیت نوشتاری ام همین بلاگ است با نهایت چند تا توئیت در روز نمی توانم بیایم و اینجا و آنجا فریاد تظلم خواهی برای زنان مملکتم سر دهم. زنانی که به استادیوم های ورزشی راهشان نمیدهند، زنانی که بودجه ورزششان اندک و است و مسابقاتشان پوشش تلویزیونی ندارد، زنانی که بدون اجازه شوهر نمیتوانند به مسابقات خارج کشوری بروند، زنانی که حتی #دوچرخه برایشان حرام اعلام شده است.

 گروه مدافعان حکومتی زمانی که در فرانسه استفاده از #بورکینی ممنوع اعلام شد ، فریاد وا اسلاما و دموکراسی خواهی و آزادیخواهی سر دادند ، اکنون به اصطلاح خودشان صفحه #آزادیهای_یواشکی را عامل جنگ طلبی و ایران هراسی معرفی میکنند. صفحه ای که چیزی نیست جز بازتاب آنچه زن ایرانی ، اگر نگوییم همه شان ولی بخشی از زنان ایران مطالبه شان آزادی پوشش ، عدم وجود قانون #حجاب_اجباری ، عدم وجود #گشت_ارشاد است و دوست دارند دوچرخه سواری کنند، دوست دارند پایشان را دراز کنند و مدال بیاورند ، دوست دارند در مسابقات زیبایی اندام شرکت کنند و دستگیر نشوند ، به وزرا و اوین راهشان نیفتد ، بروند استادیوم و تیم مورد علاقه شان را تشویق کنند و در اجتماع باشند. منزوی نشوند، به او نگویند که جای تو همین گوشه خانه و آشپزخانه است. 

حرف و تلاش من این نیست که آیا همه ورزشکاران به ایران بروند یا نروند، تحریم بهتر است یا شرکت و البته آن ورزشکاران حق این را دارند که در مسابقه ای که شرایطش را دوست ندارند شرکت نکنند و من و همفکرانم حق داریم از این عقیده دفاع کنیم که خواهان شرایط برابر برای زن و مرد هستم و هستیم و دوست دارم و داریم که همه به کشورمان بیایند و لذتش را ببرند. و ما نیز از این میزبانی خرسند باشیم ، این من نیستم که میگویم چون مسابقه فوتبال ایران و کره افتاده به روز تاسوعا و بنابراین یا مسابقه تعطیل یا استادیوم را حسینیه کنیم. این من نیستم که موشک پشت موشک میسازم، این من نیستم که نیروی نظامی و سلاح و پول میفرستم برای جنگ سوریه و یمن و حزب الله و غیره و ذالک. این حکومتی است به نام جمهوری اسلامی که سی و هفت سال چهره ای کریه و زشت از ایران ساخته و من تلاش میکنم که از این دیو استبداد رهایی پیدا کرده و ایرانی زیبا ، دموکراتیک و آزاد را به دنیا نشان بدهم که حق هیچ کس در آن پایمال نشود. 


چرا خامنه ای فلان قضیه را تک قطبی می پسندد

هفته پیش روز دوشنبه پنجم مهرماه سایت رهبر جمهوری اسلامی متن سخنرانی سید علی خامنه ای در جلسه خارج فقه را منتشر کرد. متن به این صورت بود : " یک آقایی آمده پیش من٬ من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید. گفتیم صلاح نمی‌دانیم شما شرکت کنید."

علی خامنه ای جزء آن دسته از افراد است که اگر نسبت به کسی بدبین باشد، از او ناراحت باشد، مورد غضبش واقع شده باشد و مهمتر از همه دژمن باشد ؛ صددرصد شما انعکاس این مسئله را در سخنرانی یا سخنرانی های او شاهد خواهید بود، مثلا همین کلمه دشمن ، یا چیزهایی که آنها را نمی پسندد مثل زبان زبان انگلیسی، تکرار فتنه و فتنه گری،  یا حتی زمانی که میگوید نظر احمدی نژاد از هاشمی رفسنجانی به او نزدیک تر است نیز در واقع نوعی از تحقیری بود که خامنه ای بعد از سالها نسبت به رفسنجانی که مدتی طولانی در کنترل او بود؛ میباشد. اینجا نیز بسیار واضح است که خامنه ای از دو واژه بیزار است یکی فلان آقا که احمدی نژاد است و خامنه ای حتی اسمش را نمی آورد و دیگری #فلان_قضیه که انتخابات است و کابوس خامنه ای. 

خامنه ای ادامه میدهد :" که آقا شما اگر توی این مقوله وارد شدید این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود. دو قطبی در کشور مضر است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. این چیز خیلی مهمی که نیست. خیلی طبیعی و ساده است." و بعد خوب احمدی نژاد به فعالیتهایش ادامه میدهد تا در نهایت خامنه ای مجبور شود علنی بگوید :" ... یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو."

اما نکته کوتاه اینجاست که اصولا انتخابات اگر دو قطبی نشود و اصولا نه در مورد سیاست؛ بلکه در همه امور زندگی انسان زمانی انتخاب میکند که دو گزینه یا دو راه متفاوت و دو قطب متفاوت وجود داشته باشد ، تک گزینه که دیگر انتخاب ندارد. منتها خوب تجربه شخص علی خامنه ای به او میگوید که در این سالها که رهبر جمهوری اسلامی بوده ، هرگاه که جامعه ملتهب بوده و خامنه ای هم مایل به وارد کردن و پیروزی کاندیدا یا کاندیداهای مورد نظر خودش بودن به طرز تحقیرآمیزی شکست خورده است. از خرداد هفتاد و شش تا انتخابات مجلسهای معاصر آن دوره، و همین دوره اخیر روحانی و مجلس و البته در سال هشتاد و هشت و حتی هشتاد و چهار هم شکست خورده بود ولی خوب مهندسی انتخابات که همواره در نظام اسلامی برقرار بود مانع از این فضاحت شد؛ چه بسا که در هشتاد وچهار اصولا احمدی نژاد در انتهای نظرسنجی ها بود و تا قبل از ساعتی معین اصولا به دور دوم راه نمی یافت.

به هر روی خامنه ای اینبار ظاهرا تصمیم گرفته که از این کار پرهیز کند و با توجه به اینکه بعید است که روحانی رقیب قابل توجهی چه در بین اصلاح طلبان و چه در اردوگاه اصولگرایان داشته باشد، همچون دوره گذشته به راحتی از صندوق رای بیرون آید و خامنه ای هم نقش پدر پیر مملکت و مصلحت جو که جلوی فتنه احمدی نژاد را هم گرفته و زمام هم که دست دولت امید است و تقریبا بدون دغدغه و فضای ملتهب و نگرانی از شکست ، خامنه ای میتواند از این انتخابات عبور کند. کم کم شاید کار به جایی برسد که به طور کل یک کاندیدا بیاورند و بگویند به همین آری یا نه بگویید و بروید !!!


ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۳۱, چهارشنبه

زن ، احساس جنسی و دوچرخه های یواشکی

در ایران مشارکت سیاسی و اجتماعی به خصوص از سوی زنان معمولا محدود است به دوران انتخابات و بطور خاص برای انتخاب ریاست جمهوری. نمیخواهم بگویم که رای دادن کار خوبی است یا نیست. اما میخواهیم با هم بررسی کنیم که آیا در طول سالیان این انتخاب به بهتر شدن اوضاع کمک کرده است یا نه.

پرده اول : خیلی ها قبل از هر چیزی معمولا هر کسی آمار قبولی کنکور نزدیک به شصت درصدی دختران را نشان دهنده مشارکت و موفقیت اجتماعی دختران و زنان میدانند؛ نکته دقیقا همین جاست که اصولا دختران مسیر دیگری را برای مشارکت اجتماعی و رسیدن به یک موفقیت ندارند و در نتیجه بدون داشتن مشکل سربازی حجم زیادی از دختران وارد دانشگاههایی میشوند که قبلا برای جنسیت و حتی محل زندگی سهمیه تعیین کرده که خود تبعیض است. شاید اگر دانشگاههای مملکت استانداردهای بین المللی داشته باشند و اصولا به این میزان دانشگاه در کشور نروییده بود، آنگاه این مسئله نمود بیشتری هم پیدا میکرد. به هر روی این موفقیت دولت ها نیست و تلاش خود زنان است.

پرده دوم : جامعه ای داریم که بسیاری از مشاغل را صرفا زنانه میداند مانند منشی و خیلی از مشاغل را هم اصولا زنانه نمیداند. این مسئله کماکان حل نشده است و شاید فقط نمونه هایی خاص را بتوان پیدا کرد. بسیاری از همین مشاغل با نگاه جنسیت زده برای زنان در نظر گرفته شده و معیارهایی چون زیبایی ، خوش اندامی و خوش صدایی بر توانایی و دانش و تسلط برتری دارد. زن خواننده ممنوع است و نوازنده زن هم مشکلات خودش را دارد و غیره

پرده سوم : مسئله ورود #زنان به #استادیوم ها را که حتما یادتان هست که تازه با تلاشی هم که مثلا در حال انجام بود، عملا با یک فتوا از بین رفت و اصولا نیمی از جامعه از دیدن و لذت و هیجان ورزشهایی چون فوتبال؛ والیبال ، شنا و غیره محروم است. نکته مهم دیگر اینست که زن خودش نمیتواند هر ورزشی را هم به راحتی انجام دهد؛ لباس ورزشی زنان یکی از معضلات است و در ورزشهایی که لباس کمتر به کیفیت عملکرد ورزشکار می افزاید ، #حجاب اسلامی عملا دست ورزشکار زن ایرانی را بسته است. مورد آخر اینکه فعالان ورزشهایی مثل بدنسازی و بادی بیلدینگ هم که اخیرا کارشان به دستگیری و احضار کشیده شده است.

پرده چهارم : کلیپ #آسانسور را همه شما دیده اید، یک زن و شوهر که به اصطلاح الگوی زن و مرد پاک اسلامی هستند که در عادی ترین شرایط زندگی نگاه جنسیتی به همه چیز دارند ، مرد سوار آسانسوری که نهایتا در 20 ثانیه از طبقه اول تا طبقه پنجم میرود نمیشود که گرفتار شهوت نشود و زن هم صندلی جلوی تاکسی می نشیند که با آن وضع نه تحریک شود و نه تحریک کند ! و بعد این ها میخواهند به من و شما درس زندگی ، ایمان و انسانیت بدهند؛ انسانهایی که به جز آلتشان به چیز دیگری فکر نمیکنند، و اصولا خیلی کم پیش می آید یاد خدایشان هم مثلا بیفتند.

پرده پنجم : #دوچرخه و #دوچرخه_سواری یکی از ساده ترین و ابتدایی ترین وسایل و کاری است که به فردی کمک میکند که جابجا شود و در اثر این جابجایی که اتفاقا آلودگی به مراتب کمتری دارد و ترافیک کمتری ایجاد میکند ، به فرصتهای مشارکت اجتماعی برسد، ورزش محسوب میشود و یک فرد باید به شدت مریض باشد که زین دوچرخه را تحریک کننده بداند و فرم نشستن زن روی دوچرخه و تکان خوردن بدنی که قبلا با مانتو و شلوار و حتی چادر پوشیده است را تحریک کننده بداند. 

تمام اینها یک عنصر مشترک دارد و آن عقب راندن زنان است، زنی که در #فرمان_۱۶_ماده‌ای هم در نهایت کسی است که وظیفه زاییدن بچه را دارد و انجام کارهای خانه. خوب البته هستند کسانی چون #مسیح_علینژاد و #آزادیهای_یواشکی که به حال با عکس و ویدیو سعی میکنند این فشار را پس بزنند اما به نظر من عدم وجود حداقل یک سازمان و تشکیلات درست و حسابی و انجام کمپین های فراتر از فضای مجازی کمکی به حل قضیه نخواهد کرد و این فتوا که از سوی بالاترین نهاد دینی و قدرتمندترین کشوری صادر شده بعید است پس گرفته شود. باید منتظر برخوردهای نیروهای نظامی بود و یا ترک صحنه و دل بستن به انتخاباتی دیگر و مشارکتی یک روزه ! 

منبع عکس : صفحه اینستاگرام مسیح علینژاد
https://www.instagram.com/masih.alinejad/